X
تبلیغات
انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه - سخنی صمیمانه با همکاران گرامی و دانشجویان عزیز

یکسال پیش بود که مطابق با اهداف انجمن اقلیم شناسی ایران، وبلاگ انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه نیز متولد گردید.هدف از راه اندازی این وبلاگ ایجاد ارتباطی  آموزشی، علمی و پژوهشی متقابل بین نویسندگان وبلاگ(البته در حال حاضر یک نفر بیشتر نیست) و دانشجویان، همکاران و دیگر علاقه مندان بود.بازدید نزدیک به 10000 نفر در طول این مدت و ارائه نظرات خوب و ارزشمند توسط شما عزیزان زمینه ساز ادامه حرکت و تداوم فعالیت وبلاگ گردید.تشویقهای شما دوستان باعث دلگرمی و انگیزه برای تلاش بیشتر بوده است.هر چند خود به خوبی واقفم که وبلاگ ما یک وبلاگ علمی و تخصصی کم عیب و نقص نیست و در صورت همکاری و مساعدتهای لازم می توانست پربارتر و با کیفیت تر ارائه گردد با این وجود در دیدگاه من در حال حاضر و با شرایط موجود وجود حتی همین وبلاگ با این کیفیت نیز بهتر از نبودنش است و صد البته امید به آینده ای بهتر و انرژی بیشتر برای تداوم این حرکت، آرزوی اینجانب بوده و هست.روند رو به رشد بازدید کنندگان از وبلاگ، خود نشانگر اقبال به مطالب وبلاگ است و بدیهی است که مسئولیت اینجانب را نیز در افزایش سطح مطالب و ارتقای کیفی مطالب ، دو چندان می کند.

ضمن تشکر مجدد از همه عزیزان که مرا در این راه یاری نمودند تاکید می کنم نقطه نظرات شما در هر زمینه ای می تواند مفید باشد. کسانی که در زمینه وبلاگ نویسی فعالیت دارند می دانند که اداره یک سایت علمی و تخصصی که بطور روزانه  هم به روز میشود چه کار مشکل و طاقت فرسایی است و چقدر وقت و انرژی میبرد.بدون داشتن انگیزه و روحیه خدمت به جامعه علمی جغرافیا و بویژه اقلیم شناسی، قطعاً این حرکت تداوم نمی یافت. همانطوریکه بودند و هستند بسیاری که یا این کارها را بی فایده ارزیابی می کنند و یا وقت لازم برای این کارها را ندارند.در هر صورت اینجانب رسالتی بر دوش خود احساس می کنم لذا سعی خواهم نمود در آینده با کمک شما علاقه مندان اقلیم شناس،با انرژی مضاعف برای ارتقای کیفی وبلاگ  تلاش نمایم.

به امید دیدار شما در این وبلاگ که روزنه کوچکی بر دنیای بزرگ علمی ماست.سعی کنیم با کمکهای ولو کوچک خود این روزنه را باز نگه داریم.

دوستدار اقلیم شناسی و دوستدار شما علاقه مندان به اقلیم شناسی( نویسنده وبلاگ)



تاريخ : شنبه بیست و نهم مهر 1391 | 20:45 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |
طی دوهفته ای که اینجانب در نسافرت بودم و متاسفانه امکان به روز کردن وبلاگ و افزودن مطلب جدید را نداشتم تعدادی از دوستان و علاقه مندان مطالبی نوشته بودند.اظهار محبت و علاقه ی این عزیزان به انسان انرژی می دهد.از همین جا و از همین طریق از همه آنها صمیمانه تشکز می کنم.در این مدت پروفسور گنجی نبز به رحمت خدا رفتند که من اگر چه دیر است ولی این ضایعه را به جامعه علمی جغرافیا و اقلیم شناسی تسلیت عرض نموده و رحمت واسعه برای آن مرحوم از خداوند منان مسئلت می نمایم.امیدوارم توفقی داشته باشم که بعد از این هم کما کان در خدمت عزیزان باشم و با بضاعت ناچیز علمی خود سهمی در ارتقای دانش اقلیم شناسی ایفا نمایم.پاینده باشید.



تاريخ : دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 | 16:11 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

با سلامی گرم و صمیمانه حضور خانواده گسترده اقلیم شناسی ایران

چند روز ٫پیش مطلبی تحت عنوان نقش صدام در ریزگردها... که طی چند سال اخیر به یک چالش بزرگ زیست محیطی در بخشهایی از ایران بویژه جنوبغرب و غرب ایران تبدیل شده بود با ذکر منبع گزارش، در وبلاگ انجمن ایرانی اقلیم شناسی و همچنین انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه گذاشته بودم که ظاهرْا مورد توجه عده ای از مراجعین به وبلاگها قرار گرفته است.نقطه نظرات گوناگونی در این زمینه اعلام شده بود که برخی مطلب را به نوعی تایید و برخی نیز به جای نفی موضوع و یا انتقاد از اصل موضوع و مصاحبه شونده یعنی کمال لطیف (معاون وزیر محیط زیست عراق)اینجانب را که  گزارش را به عنوان یک گزارش خبری و نظر یک مسئول عراقی با ذکر منبع گزارش در وبلاگ ها گذاشتم، مورد انتقاد قرار داده اند.اینجانب ضمن تشکر از همه این عزیزان و قدردانی از دقت آنها در این جور مسائل که در نوع خود واقعاْ مهم و ارزشمند است جهت رفع بعضی سوء تفاهمات عرض می کنم بنده به عنوان یک عضو کوچک خانواده گسترده اقلیم شناسی و دانشجوی اقلیم شناسی طبیعی است که نظرات خودم را در این زمینه دارم که در موارد متعدد با این گونه نظرات حتی مغایرت نیز دارد. نظرات اینجانب در وبلاگ انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه موجود است دوستان را به مطالعه آنها دعوت می نمایم.



تاريخ : سه شنبه سیزدهم تیر 1391 | 8:45 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

حسین نادری‌منش معاون آموزشی وزیر علوم، تحقیقات و فن‌آوری اعلام کرد:دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه‌های مختلف دنیا یک‌سال و در نهایت دو سال است اما در کشور ما این دوره 2 تا 3 سال است که با کاهش این دوره، ظرفیت بیشتری برای دانشجویان فراهم می‌شود، در واقع این دوره در کشور ما قدری طولانی است که باید زمان آن کمتر شود. کاهش دوره کارشناسی ارشد در آیین‌نامه آموزشی دانشگاه‌های کشور در حال بررسی است. نگاه‌مان این است که طول دوره کارشناسی ارشد باید کم شود البته نه با تأثیر منفی بر کیفیت دوره.

افزایش یا کاهش دوره های آموزشی و مقاطع مختلف تحصیلی پیامدهای مثبت و منفی متعددی می تواند به دنبال داشته باشد.بدیهی است اگر کارشناسیهای لازم قبل از انجام این اقدامات بعمل نیامده باشد نتایج نامطلوبی ممکن است بوجود بیاورد از سوی دیگر در صورت مثبت بودن نتیجه کارشناسیها، این برنامه ها می تواند از اتلاف انرژیها و فرصتها جلوگیذی نموده و جهش های علمی قابل توجهی را نیز به دنبال داشته باشد.به همین مناسبت به نظر می رسد این خبر و این یادآوری می تواند زمینۀ بحثهای کارشناسی را در همین جا فراهم نماید.منتظر نظرات کارشناسانۀ شما عزیزان هستیم.



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 | 9:54 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

با عنایت به ماهیت علم و فرایند سیر و تکامل علوم بشری و از جمله علوم آب وهواشناسی بویژه طی دوره های اخیر، شاهد توسعه گرایش ها و شاخه های متعددی در رشته آب وهواشناسی هستیم که خود حکایت از پویایی و توانمندیهای این علم از یکسو و نیازهای جامعه به این علم از جنبه های نظری و کاربردی از سوی دیگردارد.مباحث نظری و بنیادی در این علم، روند رو به رشد سریعی را طی دهه های گذشته بویژه بعد از جنگ جهانی دوم طی نموده و نظریه های متعددی را در مقیاسهای مختلف فضایی به جامعه علمی ارائه نموده است.توسعه آب وهواشناسی همدیدیو دینامیک، پاسخ بسیاری از سوالات لاینحل دهه های قبل را ارائه نموده و علل بسیاری از پدیده های هوا و اقلیم را بطور کاملاً علمی، یافته و بیان نموده است.بدیهی است نقش توسعه آمار، ریاضی، رایانه، اینترنت، فناوریهای ماهواره ای و نظایر آنها را نیز نباید از نظر دور داشت.

آب وهواشناسی کاربردی نیز که از توانمندی علم آب وهواشناسی و نیازهای متنوع جوامع انسانی ریشه می گیرد طی 2-3 دهه اخیر رشد بسیار خوبی داشته و دیدگاههای افرادی مثل اسمیت ، چنگنون و پری در تبیین اهداف ، ماهیت و اصول آب وهواشناسی، نقش مهمی در تکامل و توسعه این شاخه از آب وهواشناسی داشته است.نگاهی به گرایشهای ایجاد شده در مقطع تحصیلات تکمیلی در رشته آب وهواشناسی نظیر آب وهواشناسی پزشکی، آب وهواشناسی شهری، آب وهواشناسی کشاورزی؛ آب وهواشناسی توریسم و اوقات فراغت و بسیاری دیگر همگی گویای نیاز به این علم در جامعه و پتانسیلهای بالای آب وهواشناسی  در زمینه های گوناگون است.

روابط قدرتمندی که آب وهواشناسی با حوزه های مختلف دارد این امکان را می دهد که با استفاده از اصول شناخته شده و تکنیکهای مناسب به نیازهای بخشهای گوناگون از نظر تئوری و عملی پاسخ داده و به حل مشکلات بخشهای مرتبط کمک نماید.مثلاً در ارتباط با کشاورزی، آب وهواشناسی بر اساس روشهای خاص خود و تامین داده های مورد نیاز به حل مشکلات کشاورزی کشور کمک نماید.در ارتباط با منابع آب، بر اساس اصول مشخص علمی در حل مشکلات خشکسالی، سیل و مدیریت صحیح منابع آب، این بخش را یاری نماید.مثالهای زیادی وجود دارد که ذکر تمامی آنها باعث اطاله کلام خواهد شد.مخلص کلام اینکه ما اقلیم شناسان باید بتوانیم در همایشهای بین رشته ای و مرتبط با این حوزه ها شرکت فعال داشته باشیم و در انجمن ها و تشکلهای گوناگون حضور جدی داشته باشیم.بررسیها و شواهد موجود حکایت از این دارد که ما اقلیم شناسان به غیر از موارد اندک در بسیاری از موارد در این نوع تشکلهای علمی و جلسات و همایشها معمولاً یا نقشی نداریم یا نقش ما در حاشیه و بسیار ضعیف است.بطور مثال همایش مدیریت منابع آب تشکیل می شود که یکی یا چند تا از محورهای آن نیز به رابطه اقلیم و منابع آب مربوط می شود. بررسی که می شود از ما اقلیم شناسان حتی یک نفر نیز شرکت نمی کند. همایش توسعه کشاورزی تشکیل می شود برخی از محورها مرتبط با آب وهواشناسی کشاورزی است ولی حتی یک نفر از ما اقلیم شناسان در این همایش نیز شرکت نمی کنیم. سوالی را به این صورت مطرح می کنم  که اگر رشته ما این همه علمی و کاربردی هست و این همه زمینه ها و حوزه های گوناگون مرتبط نیز وجود دارد(که دارد) چرا نقش ما این همه ضعیف است؟  امیدوارم دوستان عزیز با عنایتی که به این سوال خواهند داشت زمینه بحثهای مفید و ارزشمندی را در این  ارتباط فراهم خواهند نمود.



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 | 0:13 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

چند روز پیش که نتایج کنکور دکتری را اعلام کرده بودند یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد اقلیم شناسی که در حال گذراندن پایان نامه است با شادی و نشاط خاصی که معمولاً در این جور مواقع طبیعی است گفت: استاد دکتری قبول شده ام و رتبه ام هم زیر 40 هست. با شنیدن این خبر بطور طبیعی باید شاد می شدم چون دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشدی که در تربیتش ، رشد علمی  و موفقیتهایش خودم را سهیم می دانم. بعد از شنیدن این خبر بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد. شاید فکر کنید اشک شوق بوده و از شدت خوشحالی گریه کرده ام که طبیعی است و معمولاً اتفاق می افتد.حقیقت این است که گریه من از شوق و شادی نبود.گریه ام از این بود که فقط یک لحظه شادی پاک و معصومانه این جوان را در یک سو و آیندۀ مبهم کاری و شغلی ایشان را در سوی دیگر قرار دادم.یک لحظه فکر کردم بعد از 4-5 سال این بندۀ خدا چه خواهد کرد؟ بعد از ثبت نام در دورۀ دکتری وقتی از همان ترم اول برای بورس شدن در یک دانشگاهی یا یک موسسه پژوهشی و یا هر جای دیگری که حق ایشان و نیاز ایشان است به هر دری خواهد زد آیا به همین میزان شاد و خوشحال خواهد بود؟فکر این موارد بود که در یک لحظه مرا به گریه انداخت.

با این حرفها قصدم کاشتن بذر ناامیدی در دل جوانها و دانشجویان عزیز و هم چنین زیر سوال بردن زحمات و تلاشهای انسانهای دلسوز نیست بلکه از حقیقتی عریان  و بسیار تلخ سخن می گویم که روز به روز ابعاد آن گسترده تر و گسترده تر می شود. از رنجی می خواهم سخن بگویم که سالهاست بر ما میرود و روز بروز تلخ تر و کشنده تر می شود.مراجعات روزافزون متقاضیان بورس در تمام رشته های جغرافیا و از جمله اقلیم شناسی به مراکز دانشگاهی در مقاطع دکتری  برکسی امروزه پوشیده نیست و دردی نیست که حتی یکی از ما اعم از استاد و دانشجو طعم تلخ آنرا نچشیده باشیم.آیا تمام ابعاد مسئله به همینجا ختم می شود؟آیا روند رو به بهبودی در پیش است؟ باید به این جوانان که الحق و الانصاف بسیاری از آنها نخبگان جامعه ما هستند چه بگوییم وقتی سوال می کنند استاد ما که با کارشناسی ارشد کاری پیدا نکردیم با دکتری کار خواهیم داشت؟ باید چه بگوییم؟

با همکاری دفترچه انتخاب رشتۀ کارشناسی ارشد را مرور می کردیم تعداد پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته آب وهواشناسی را بررسی کردیم.در بعضی از مراکز دانشگاهی ارقامی برای پذیرش اعلام شده بود که سرسام آور بود.90 نفر در فلان مرکز دانشگاهی و 60 نفر در بهمان مرکز دانشگاهی.ارقامی که واقعاً گیج کننده است. تعداد زیادی ازاینها پایان نامه هم  باید داشته باشند.چطور می توان اینها را هدایت کرد؟ چطور می توان موضوعات علمی و کاربردی مناسب بر اساس نیازهای واقعی جامعه را برای پایان نامه انتخاب و اینها را راهنمایی کرد؟بعد از دو سال که اینها فارغ التحصیل شدند و به جرگه متقاضیان دکتری افزوده شدند چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟آیا تراکم زیادی که در کنکور کارشناسی ارشد وجود دارد و ناشی از گسترش بی رویه مراکز دانشگاهی و رشته های دانشگاهی از جمله جغرافیا در طی سالهای گذشته است فردا به دکتری و متقاضیان دکتری منتقل نخواهد شد؟آیا بازار کار ما به این اندازه رشد کرده و یا امیدی به رشد آن در آیندۀ نزدیک هست که بتواند این نخبگان را جذب نماید و امیدهای آنها را ناامید نسازد؟در نهایت آیا با این شرایط می توان برای قبولی دانشجوی عزیزی در مقطع دکتری اشک شوق ریخت؟



تاريخ : یکشنبه چهاردهم خرداد 1391 | 7:43 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

6-7 سال پیش بود که در لابلای جستجوهای اینترنتی خود در زمینۀ آب وهواشناسی توریسم به "مدل RayMan "، برخورد کردم.امکان دانلود و دریافت نرم افزار فراهم نبود.با آقای دکتر آندریاس ماتزاراکیس طراح نرم افزار ریمن تماس گرفتم و از ایشان خواهش کردم نرم افزار را در اختیار بنده قرار دهند که ایشان نیز محبت نموده و برایم فرستادند.کارآیی نرم افزار در محاسبه برخی شاخصهای اقلیم توریستی و آسایش حرارتی مثل PET، PMV و دمای موثر استاندارد به اثبات رسید و اینجانب مقاله ای بر اساس محاسبات نرم افزار ریمن در زمینه تقویم اقلیم گردشگری شهر تبریز نوشتم که در سال 1386 در نشریه پژوهشهای جغرافیایی به چاپ رسید.علی رغم آدرس و مشخصاتی که در مقاله داده بودم و پایگاه دریافت نرم افزار را نیز معرفی کرده بودم با این همه 47 نفر از همکاران  و دانشجویان گرامی و حتی محققان خارج از دانشگاها از طریق ایمیل و تلفن، نرم افزار را از اینجانب دریافت نموده و در بسیاری از موارد نیز در باره کار با نرم افزار اطلاعاتی گرفتند که بنده نیز با روی گشاده در تمام موارد بر حسب وظیفۀ علمی و اخلاق علمی، دانسته ها و داشته های خود را در اختیار در خواست کنندگان گذاشتم.البته بماند که برخی از این عزیزان در نوشته های خویش که به کرات بر خورد کردم حتی اسمی از کار بنده را نیز نداده اند که صد البته به وجدان علمی و اخلاق پژوهشی خودشان بر می گردد و اینجا قصد گله و شکایت از کسی را ندارم.

حاصل سالها کار و فعالیت اینجانب در حوزه آب وهواشناسی توریسم چند مقاله، چند پایان نامه و یک کتاب است که دوستان حتماً آشنایی دارند.شاید دوستان عزیزم تا اینجای مطلب هنوز به دنبال این سوال هستند که اینجانب که اصولاً از خودستایی بیزارم چرا این مطب را با آب و تاب توضیح می دهم؟واقعیت این است که هدف از نوشتن این مطلب نه گله از این و آن است و نه تعریف و توصیف از خود که نه آن ارزش دارد و نه این حرکتی پسندیده است بلکه هدفم از این نوشتار فقط درد دلی صمیمانه و صحبتی دردمندانه با عزیزان محقق است.پشت سرهم مقالاتی در زمینه آب وهواشناسی توریسم برای داوری میرسد یا مقالات چاپ شده متعددی در همین زمینه در مجلات مشاهده می شود خدا بده برکت روز بروز مثل قارچ سبز میشوند.همایش ها البته جای خود دارد در هر همایشی به هر مناسبتی به یک شکلی از این شاخص ها به چشم می خورد.(خدا پدر دکتر ماتزارکیس را بیامرزد که ناندانی برای ماها ایجاد کرد).آنچه جداً دل انسان را به درد می آورد این نکته است که چرا نوشته ها و مقالات ما بایداین همه  کلیشه ای شود؟تا کجا باید ادامه یابد؟آیا چند کارخوب که در این زمینه در مقیاس کلان کشوری و منطقه ای انجام گرفته و در حد پایان نامه های دکتری و ارشد در دانشگاههای مختلف موجود است کفایت نمی کند؟اصولاً آیا مشکل عدم جذب توریست در کشور ما ، نبود تقویم اقلیم گردشگری در هر شهر و روستاست؟ظاهراً آنچه باقی مانده فقط تعدادی روستاست که هنوز تکمیل نشده است.آیا این همه کار کلیشه ای و یکدست و یکنواخت در این زمینه که فقط نفاوتشان اسم مکان است کفایت نمی کند؟آیا ما کمبود موضوع داریم که حتماً چنین موضوعات تکراری و یکنواخت را برای دانشجوها توصیه نماییم؟آیا نباید در این زمینه ها نوآوری هایی انجام بگیرد؟آیا دانشجویان گرامی نباید خودشان از خود سوال نمایند که اهمیت این کارها در چیست؟

به هر حال امیدوارم دوستان گرامی از این مطالب صریح و بی پرده رنجیده نشوند چرا که جداً فکر می کنم کارهای ما نیاز به آسیب شناسی دارد.خود مان باید کارهای خود را نقادانه زیر ذره بین بگذاریم و حتی خیلی بی رحمانه خود را نقد نماییم.ما در اقلیم شناسی با کمبود موضوع مواجه نیستیم.راحت طلبی را پیشه کرده ایم.دنبال روشهای آسانتر و نتایج مشخص تر هستیم.زمان کارهای تکراری گذشته است.اقلیم شناسی در ابعاد بنیادی و کاربردی حوزه های بکر زیادی دارد.با توسعه داده ها، ابزارها و تکنیک ها و مهمتر از همه کشف مسائل پیش رو از جمله مهمترین چالش اقلیم و محیط زیست یعنی تغییر اقلیم و پیامدهای آن در کشور و منطقه، تخصص و دانش ما اقلیم شناسان بسیار ارزشمندتر است.

به امید آنروز. در پناه حق تا بعد....



تاريخ : سه شنبه نهم خرداد 1391 | 23:50 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

چند نفر از دانشجویان مهمان وبلاگ که گاهی از سر لطف و یا تفنن و یا نیاز به وبلاگ خودشان سری می زنند که البته خدا تعدادشان را روز به روز زیاد کند(آمین)سوالهایی داشتند.بعضی از دانشجویان نیز به صورت حضوری سوال داشتند از همین رو بی مناسبت ندیدیم هم از باب شکر نعمت که می گویند :شکر نعمت نعمتت افزون کند/کفر نعمت از کفت بیرون کند،و هم از باب این که به هر حال چرا قدر این نعمت را نباید بدانیم چون همین هم نعمتی است بزرگ و صد البته از بین این همه دانشجوی ریزو درشت و خرد و کبیر چند نفری پیدا شده اند و بر سم مهلک بی خیالی و بی تفاوتی یا تنبلی و یا هر دلیل و گواه دیگری غلبه کرده اند و سوالاتی دارند گناهشان چیست که ما جوابشان را ندهیم.بهر حال بگذریم از حاشیه که این نوشته هم نیش و نوشی دگر شد که قصد نوشتن آنرا دیگر محال است داشته باشم مگر اینکه دلم بخواهد که آنرا نیز کاریش نمیشه کرد دله دیگه چیکارش میشه کرد.

این عزیزان سوال می کنند ایا با تغییر سرفصلهای درسی کارشناسی اقلیم شناسی(برنامه جدید آموزشی که از سال ۱۳۸۸ اجرا میشود) و تغییر برخی دروس،آیا منابع درسی کنکور کارشناسی ارشد نیز تغییر کرده است؟

در جواب این عزیزان باید عرض کنم که تا این لحظه خبری دال بر تغییر منابع امتحانی منتشر نشده است و سال گذشته نیز کما فی السابق از منابع قدیمی امتحان گرفته اندو فکر نمی کنم تغییری هم حاصل شود پس بدون نگرانی به مطالعه همان منابع بپردازید.خدا پشت و پناهتان و موفق باشید.

 



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 | 17:55 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

همانطور که در مطلب قبلی نیز به عرض رسید هفته مهم و ارزشمندی را پشت سر گذاشتیم که به نام مقدس معلم مزین شده است.نامی که ورای تمام تعاریف و عبارات و توصیفات است.کلام من چندان رسا نیست که توضیح دهم وقتی نام آسمانی معلم را بر زبان جاری می سازیم منظور ما تعدادی انسان معمولی یا یک سری کارمند سادۀ اداری و آموزشی نیست که رسالت خود را فقط در این می بیند که درسی و کلاسی برایش فراهم شود و مثل یک ماشین کوکی مطالبی را سالها تکرار کرده و فارغ از درد جامعه و درد ناآگاهی و بد فرهنگی و بی فرهنگی جامعه، سر در لاک آسایش خود برده و علی رغم مشاهده این همه فقر فرهنگی و درد و عذاب اجتماعی و فرهنگی به کنج عزلت و یا بی خیالی فرو رفته و دردمندان نیازمند را با درد جانکاه خویش رها کرده و خود را از گزند حوادث و رنج و عذاب آگاهی و آگاهی بخشی که نیاز اساسی نسل جوان فعلی است رهانیده است.منظورمان انسانی فرهیخته، عالم،آگاه و دلسوزی است که علی رغم نیازهای مادی و دنیوی که در این قشر تا دلتان بخواهد هست و خواهد بود ولی با دلی مالامال از کرامت نفس و بی نیازی، دردمندانه دنبال ایفای رسالت و وظیفه خویش است.مگر رسالت معلم چیست؟مگر نه اینکه با پیامبران مقایسه می شوند؟مگر نمی گویند معلمی رسالت انبیاست یعنی انبیا نیز معلم بوده اند پس معلم نیز پیامبری در جامعه خودش است.بعد مادی و دنیوی معلم را نمی توان انکار نمود همانط.ریکه بعد دنیوی پیامبران را نمی توان انکار نمود ولی آیا بعد دنیوی آنها با مقام معنوی و اخروی آنها می توانست و می تواند برابری نماید؟هزار البته که نه.پس به جرات می توان گفت که معلم نیز از جنبۀ روحانی و معنوی باید توصیف گردد باید از جنس نور بود تا این جنس را توصیف نمود.بدیهی است که در این وادی جنس تقلبی نیز کم نبوده و نخواهد بود که حرف ما و صحبت ما از آنها نیست و نخواهد بود ما از انسانهایی حرف می زنیم که به معلمی ارزش دادند.به دانش بها و قیمت بخشیدند.سوختند و ساختند .سوختند و با آتش وجود و زندگی خویش جهل را، ناآگاهی را، فقر علمی و فرهنگی را سوزانیدند.راستی من و شما در کجای این جایگاه قرار داریم؟در پایان این هفتۀ مقدس بر دستان تمام رسولان علم و آگاهی بوسه می زنیم و برایشان در راهی که آگاهانه برگزیده اند توفیق روزافزون خواستاریم.

طی چند روز گذشته نظراتی از عزیزان دریافت کردم که در مجموع همه اظهار محبت نموده بودند و از این طریق از همۀ آنها تشکر و قدردانی می کنم.حتماً با من هم عقیده هستید که قصد من از بیان اینگونه مطالب و بطور کلی از راه اندازی این وبلاگ به نوعی ایجاد ارتباطی دو سویه بین اعضای انجمن و مخاطبان بود.اگر چه بنده به تنهایی فعلاً این وبلاگ را می گردانم و با محدودیتهای فراوان به سختی اداره می کنم ولی سعی کرده ام به نظرات در حد توان توجه نموده و سعی در تامین خواسته های عزیزان داشته ام. شاهد این ادعا نوشته ها، منابع و داده های وبلاگ و ارتباط با انجمن ایرانی اقلیم شناسی و غیره بوده که سوابق آنها نیز در دسترس است.با این وجود بنده بیش از هر کسی به کمبودها و مشکلات اگاهم و انشاء ا... به تدریج در صورت امکان و شرایط، بهتر نیز خواهد شد.کمک شما عزیزان راهگشاست.انگیزۀ ما از توجهات شما جوانه می زند.این وبلاگ می تواند صدای دانشجویان و اساتید اقلیم شناسی باشد اگر چه تمام خانوادۀ جغرافیا را نیز می تواند شامل شود.به هر حال،مرا در این راه که تنها هستم تنهاتر رهایم نسازید.این کورسو افقها و امیدها را بیایید با هم نگاه داریم.همت و هنر در این است والا برای بی حالی و بی حوصلگی و بی انگیزگی و فقط انتقاد و ایراد و اعتراض همیشه راه باز است و امکان فراوان.

به امید روزهای روشن و شکوفا شدن امیدها و آرزوهای سبز شما گلهای میهن



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 | 23:28 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

هفته ی مقدسی را شروع کرده ایم و البته به روزهای پایانی آن نزدیک می شویم.صحبتم در باره ی هفته ی معلم است.هفته ی معلم و روز معلم بر همه ی معلمان این مرزو بوم و بویژه معلمان جغرافیا و بالاخص در رشته ی آب وهواشناسی مبارک باد.اینجانب به سهم خود این روز گرامی و عزیز را بر  شما عزیز معلم، تبریک عرض نموده و موفقیت های بیشتری برای شما در فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و سلامتی برای خوئتان و خانواده تان را خواستارم.

به همین بهانه بی مناسبت ندیدم مطلبی را که فکر می کنم به هر حال گفتنش بهتر از نگفتنش است تقدیم شما عزیزان بنمایم.مطلب جدیدی نیست ولی بس غریب که روز به روز نیز بر بار غریبی آن افزوده می شود.ما را چه می شود؟چه بر سر فرهنگ و اعتقادات دینی و اخلاقی ما آمده است؟چرا به اینجا رسیدیم؟شاید با ملاحظه این سوالات، کمی تعجب کردید. بعید نیست البته.بنده عرض می کنم اگر نظرم اشتباه بود خیلی دوست دارم با تذکر اشتباهاتم مرا راهنمایی نمایید.

زمانی نه چندان دور وقتی هفته معلم فرا می رسید شور و شوق زیادی در محیطهای آموزشی دیده می شد در بین دانشجویان سالهای پایین شاید جنب و جوش بیشتری نیز به چشم می خورد. دانشجویان به اشکال مختلف احساسات و اعتقادات خودرا بروز می دادند برخی فقط زبانی، برخی با گل و بر خی نیز هدایایی کوچک ولی زیبا که تعدادی از آنها هنوز هم زینت بخش اتاقهای همکاران دانشگاهی در گوشه و کنار این سرزمین است.اگر چه نه ارزش مادی این مسائل مهم است و نه هیچ معلمی به اینها نیازی از نظر مادی احساس می کند با این همه معلم که انسانی است با احساسات لطیف و هنرمندانه از این مسائل می آموزد،انگیزه می گیرد،امید می گیرد،دلگرم کار می شود،تلاشش را برای آموزش و پژوهش مضاعف می کند و با انرژی بیشتری به کار می پردازد.

نکته ای که به عرض رسید صرفا درد دل اینجانب نیست.مختص شخص خاصی هم نیست.مربوط به یک گروه آموزشی خاصی نیز نیست.متاسفانه در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ عمومی شده است.چرا ما به این مسائل این همه بی تفاوت شده ایم؟چرا جامعه به جای ترویج و توسعه این ارزشها، جو بی خیالی و بی تفاوتی و  قدر ناشناسی را در عین افزایش بیش از حد توقعات ، رشد وترویج می دهد؟راستی خطای من و شمای معلم در کجاست؟ما باید چکار می کردیم که نکردیم؟قبلا چکار می کردیم که حالا نمی کنیم؟

به امید روزی که جوانه های قدرشناسی و اخلاق دینی و اعتقادی در جامعه و از جمله جامعه ی علمی کشور دوباره ریشه زده سبز شده و میوه ی دوست داشتنی و زیبای آن را مجددا بچینیم.

بار دیگر، این هفته و این روزهای فرخنده ، را بر شما معلم عزیز و زحمت کش تبریک می گویم



تاريخ : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 | 14:40 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

پاییز سال گذشته اینجانب به همراه یکی دیگر از همکاران،به  نشست دوره ای انجمن ایرانی اقلیم شناسی در دانشگاه شهید بهشتی تهران دعوت شده بودیم.دبیر انجمن آقای دکتر مسعودیان گزارشی از بیلان کاری انجمن طی مدت فعالیت و کارهای انجام شده و نشده ارائه نمودند.در بین گزارش ایشان اشاره شد که راه اندازی وبلاگ خبری انجمن بسیار موفقیت آمیز بوده و تعداد بازدیدهای روزانه از این وبلاگ روزانه به صدها نفر بالغ می گردد.در همان حلسه نیز مطرح شد که مناطق ششگانه انجمن نیز می توانند در این زمینه به شکلهای مختلف اقدام نمایند که وبلاگ انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه نیز در همین راستا راه اندازی شد و البته با تلاشها و بضاعت علمی و انرژی اینجانب تا اینجا سر پا مانده است.البته منظورم از این نوشتار بیان نکته ی دیگری است که اگر کمی حوصله به خرج بدهید به عرض خواهم رسانید.

اگر چه تعداد بازدیدها از یک سایت و یا وبلاگ در هر حال نکته ی مثبت محسوب می شود و نباید نسبت به آن بی توجه بود ولی مهمتر از آن ارائه دیدگاهها، نظرات و ارتباط بین گردانندگان و مراجعین است چرا که هدف از ایجاد یک وبلاگ و یا یک پایگاه اطلاعاتی و خبری صرفاْ ارائه یکسری گزارشات، اخبار و یا چند مطلب علمی و تخصصی نیست.ارتباط فعال و دو سویه بین گردانندگان و مراجعین بویژه قشر دانشجو در این زمینه شاخص بهتری خواهد بود.در این رابطه می توان بیش از تعداد مراجعین به تعداد نظرات توجه داشت.بیان نظرات و دیدگاهها و مباحث مطرح شده در این نظرات میتواند اهمیت بسیار بیشتری داشته باشد.

متاسفانه مشکل بزرگی که در این زمینه گریبانگیر وبلاگهای تخصصی از جمله وبلاگ انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه و حتی وبلاگ انجمن ایرانی اقلیم شناسی شده است بی نظری و یا به عبارت دیگر بی تفاوتی نسبت به موضوعات، بحثها و دیدگاههای مطرح شده است.این وبلاگها می توانند زمینه بحثهای مهمی را فراهم نمایند.مسائل زیادی مورد بحث قرار بگیرد.مشکلات نظام آموزشی،کمبودها،نوآوریها،تجارب دیگران مورد بررسی و نقد قرار بگیرد.تضارب آرا و دیدگاهها شکل بگیرد و با مدیریت صحیح گردانندگان بصورت کنفرانسهای گوناگون افراد دیدگاههای خود را مطرح و در معرض نقد و نظر قرار بدهند.

سوالی که مطرح میشود این است که چرا این همه بی تفاوتی و بی حوصلگی در قشر استاد و دانشجو در این زمینه وجود دارد؟آیا وجود این رسانه ها و پایگاهها زاید و بی فایده است؟

امیدوارم نظرات خوبی در این زمینه دریافت نماییم.

در پناه حق پایدار باشید

 



تاريخ : جمعه هشتم اردیبهشت 1391 | 22:29 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

اخیراْ خبری از قول دکتر میر سلیم عضو مجمع مصلحت نظام پخش شد که ایشان از بحران پیش آمده در موضوعات پایان نامه های کارشناسی ارشد اظهار نگرانی شدید کرده و با بیان اینکه "موضوعات اصولاْ ارتباطی با صنعت ندارند و نیازهای واقعی را جواب نمی دهند در نتیجه بایستی طی راهکارهای مناسب این روند تغییر نماید".اظهار نظر نموده بودند.

با نگاهی به موضوعات پایان نامه های کارشناسی ارشد طی سالهای اخیر در رشته ی اقلیم شناسی نیز می توان سر نخ های بسیار روشنی از این بحران همه جا گیر را پیدا کرد.واقعیت این است که سالهاست این مشکل در انتخاب پایان نامه های کارشناسی ارشد اقلیم شناسی شروع شده و بسرعت در حال گسترش است.بدیهی است هر پدیده ای ریشه ها و دلایل خود را نیز دارد.تمام این تقصیرات نه متوجه دانشجو و نه حتی متوجه اساتید راهنما و مشاور است اگر چه اینجانب(خودم را کنار نمی کشم و سهم تقصیرات خود را می پذیرم) هم استاد راهنما،هم دانشجو و هم نظام آموزشی را در این مسئله مقصر می دانم.

تصور نمایید در یک مرکز آموزشی با وجود معدودی انگشت شمار عضو هیات علمی یک دفعه تحت شرایطی پیش بینی شده یا غیر منتظره، ۴۰-۵۰ دانشجوی ارشد پذیرش می شوند و به عبارت ریاضی هر عضو هیات علمی حدود ۱۰-۱۵ پایان نامه را بایستی راهنمایی نماید و از سویی دیگر دانشجو نیز موظف است با همان استاد در یک بازه ی زمانی ۵-۶ ماهه پایان نامه را به پایان رسانیده و فارغ التحصیل گردد(نمی گویم به خیل بیکاران جویای کار بگرود).فشارهای مضاعفی که بر دانشجو و استاد به این ترتیب وارد می شود فرصت تامل،تفکر و سازماندهی موضوعات و یافتن نیازهای واقعی و ارائه ی طرحهای کاربردی و نظایر آن را چگونه فراهم می آورد؟دانشجو نیز به لحاط محدودیت زمانی و فشارهای مضاعفی که سیستم آموزشی و به تبع آن استاد وارد می سازند بدون ارتباط سیستمی کارآمد با بخشهای دیگر آموزش و یک تنه باید سریع تحقیقش را به پایان برساند و از کار خود دفاع نماید.

البته تعداد دانشجو در همه ی مراکز آموزش عالی در تحصیلات تکمیلی هنوز بحران ساز نشده و هستند بسیاری از مراکز که با حداقلی از پذیرش دانشجو و با حفظ کیفیت کار به فعالیت آموزشی و پژوهشی مشغولند ولی بسیاری از مراکز بطور بسیار بی رویه طی سالهای اخیر در برخی مراکز آموزش عالی ،دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور حتی در شهرستانهای دور افتاده نیز با دهها دانشجو و تعداد بسیار اندک هیات علمی به کار آموزشی و پژوهشی می پردازند.بررسی فرایند انتخاب،نگارش و دفاع از پایان نامه های این مراکز گواه روشنی بر این ادعای بنده است.انتخاب موضوعات تکراری و کلیشه ای که برخی از آنها حتی بارها و بارها کار شده و برخی دیگر نیز یکسری گردآوری کارهای دیگران است و با اندکی تبحر در کپی و پیست کردن به انجام رسیده اند نتیجه ملموس این بحران است که متاسفانه روز بروز درحال عمیقتر شدن است.

اینها که برشمردیم دردها هستند و درمان باید گردند.اینجانب بر حسب احساس وظیفه به این نکته تیز پرداختم و بحثی را باز نمودم بر همه ی دوستان و همکاران است در صورت علاقه مندی وارد این بحث گردند و با بیان دیدگاههای خود راهکارهای لازم را مطرح نمایند باشد که از دل این بحثها راهکارهای مناسب در آید و شاید که به نتایج مثبت بیانجامد به امید دریافت نظرات کارشناسی شده ی شما عزیزان.....

 در امان حق باشید.



تاريخ : جمعه یکم اردیبهشت 1391 | 23:12 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

حتماْ برای شما هم پیش آمده است .ما که کوچک بودیم  وقتی یکی می خواست  کمی تا قسمتی اذیت بکند.کمی تفریح کرده و در عین حال سواد خود را به رخ ما نیز بکشد،می گفت خوب فلانی، اگر سواد داری بگو بینم اول تخم مرغ بوجود آمده یا مرغ؟می گفتیم مرغ . می گفت: مرغ چگونه بدون تخم مرغ بوجود آمد؟میگفتیم: تخم مرغ. می خندید می گفت تخم مرغ بدون مرغ چگونه پیدا شد؟خلاصه این که با این نوع فلسفه بافی و صغری کبرای منطقی بالا خره هنوز هم که هنوز نمی دانیم اول مرغ بوجود آمد یا تخم مرغ!!!!!

از طرح این موضوع قطعاْ منظوری هست چون موضوع تقدم مرغ بر تخم مرغ یا تاخر آن دیگری بر این یکی نه فعلاْ برای ما نه اهمیتی دارد و نه ندانستنش مشکلی برای ما ایجاد کرده است چرا که بدون اینکه بدانیم کدام اول بوجود آمده و کدام آخر، سالهاست که اگر دستمان بهشان رسیده بخصوص در دوران دانشجویی که تخم مرغ قرب و منزلت بیشتری هم به لحاظ قیمت(البته منظور قیمتهای قدیمی است)و هم به لحاظ طبخ آسانش که الحق والانصاف همه در این زمینه آشپزیشون یکه یکه،نوش جان کرده ایم.بگذریم...

سالهاست که مشکل پیدا کردن کار به مشکل اصلی تحصیل کرده گان و به تبع آن بسیاری از خانواده ها تبدیل شده است. بطوریکه حتی خود خود مسئولین  نیز از تریبونهای رسمی و غیر رسمی بصورت آشکار وپنهان از گسترش پدیده ی بیکاری در بین جوانان و بخصوص تحصیل کرده گان صحبت می کنند. اگرچه مشکل بیکاری فارغ التحصیلان در بسیاری از رشته ها و بخصوص رشته های علوم انسانی و علوم پایه ملموستر و محسوستر است ولی دامنه ی بیکاری صرفاْ به این رشته ها محدود نمی شود چرا که فارغ التحصیلان بیکار در رشته های کشاورزی، فنی و حتی علوم پزشکی نیز کم نیستند.در کنار علل گوناگونی که بر این مسئله می توان ذکر کرد افزایش  بیرویه ی  پذیرش دانشجو در رشته ها و مقاطع تحصیلی کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد(البته در آینده نزدیک هم دکتری) در مراکز مختلف آموزش عالی همراه با عدم توسعه بازار کار در بخشهای صنعت،کشاورزی و خدمات را نباید از نظر دور داشت.تنیجه ی محسوس و ملموس این عدم تعادل و توازن در ایجاد زمینه های اشتغال و تعداد فارغ التحصیل در بسیاری از زمینه ها این شده است که همه ساله خیل عظیم بیکار وارد جامعه شده و چون توقعات بیشتری نیز بطور طبیعی نسبت به قبل پیدا شده است در کنار پدیده ی بیکاری، پدیده ی پسند نکردن شغل به لحاظ درآمد و وجهه هم به مشکلات جامعه اضافه شده است. یکی از مهمترین پیامدهای این مسئله، تاثیرات منفی و بسیار خطرناک آن بر انگیزه و امید به آینده در بین دانشجویان است بطوریکه بسیاری از اینها نه علاقه ای به تحصیل نشان می دهند و نه حوصله ای دارند مطلبی یاد بگیرند.وقت تلف کردن و باری به هر جهت وقت گذرانی متاسفانه از پیامدهای خطرناک این پدیده طی سالهای اخیر شده است. 

حلا متوجه ارتباط قضیه با مرغ و تخم مرغ شدید؟اگر متوجه نشدید توضیح میدهم.وضعیت بازار کار بر انگیزه دانشچو تاثیر گذاشته و انگیزه بر تمایل دانشجو به یادگیری و در کل به افزایش معلومات ، سواد  و توانایی علمی و عملی دانشجو و فارغ التحصیل.بطوریکه در کل (نه تمام فارغ التحصیلان) بلکه نسبت بزرگی از آنها از حداقل های علمی و تخصصی نیز بی بهره هستند.در این صورت اگر بر فرض مثال کاری هم پیدا شود (که انشاء ا... مسئولین با اقدامات اساسی و توجه جدیتر زمینه ی آنرا فراهم خواهند نمود) آیا طالب کار از حداقل های تخصصی برخوردار است که بتواند پاسخگوی نیازهای بازار کار باشد؟شاید بگویند نظام آموزشی اشکالات زیادی دارد. تعداد دروس عملی کم است. اسانید توجه کافی به دروس عملی نشان نمیدهند. امکانات آزمایشگاهی و کارگاهی گروههای آموزشی و بطور کلی دانشگاهها کم و به روز نیست. واحدهای درسی متناسب با رشته ها نیست و.....

بدیهی است تمامی اینها وجود دارد و حتی بیشتر از اینها نیز وجود دارد و آگاه هستیم. اصولاْ اینها را کسی نمی تواند انکار نماید.اینهای نیز بسیار موثر هستند و بطور قطع مسئولین در تمام حوزه ها باید در جهت رفع این مشکلات گام بردارند. یا این همه، دانشجو هم باید آگاه به مسئله باشد.نیازهای تخصصی خود را بداند.خواستار آموزشهای عملی لازم و تخصصی در گروهها باشد.از قدیم گفته اند تا بچه گریه نکند کسی بهش شیر نمی دهد.با علم بر نیازهای تخصصی و نیاز علمی و عملی روز باید درخواست نمود. به دنبالش رفت و با سماجت هم خواست.

یکی از همکاران گرامی چند روز پیش در همین زمینه مطلبی فرمودند که حیفم آمد در پایان این نوشته تقدیم شما عزیزان ننمایم.ایشان فرمودند در یکی از کلاسهای درس درددلی با دانشجویان داشتم.می گفتند آقا کار نیست،آقا امیدی به آینده نداریم و....ایشان می گفت به دانشجویان گفتم شما اگر قول بدهید زبان خودرا تقویت نمایید،کامپیوتر و اینترنت و چند تا نرم افزار کاربردی را یاد بگیرید و روش تحقیق را نیز بلد باشید من تضمینی برایتان کار پیدا میکنم.آیا چند درصد از دانشجویان ما جداْ در این زمینه تلاش می کنند؟اصولاْ دستیابی به این چیزها غیر ممکن است؟برای رقابت در بازار کار اینهای لازم نیستند؟و.....امیدوارم این بحث زمینه ای برای تفکر در این مسائل را فراهم آورد.همکاران و دانشجویان وهم چنین فارغ التحصیلان به بحث و گفتگو بنشینندوبا مسئولین بحثهای بیشتری را به دنبال داشته باشد و در مجموع انشاء ا... مفید باشد. 

پروردگار یار و یاورتان.    تا بعد



تاريخ : یکشنبه بیستم فروردین 1391 | 18:19 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |
كلنگ اجرای طرح انتقال آب دریای خزر به ایران مركزی به زودی توسط رییس جمهوری به زمین زده می شود.
مطلب فوق عنوان خبری است که روز شنبه ۱۹/۱/۱۳۹۱ ایرنا به نقل از'مجید نامجو'(وزیر نیرو) در حاشیه مراسم افتتاح تصفیه خانه آب شرب گرمسار اعلام نموده اند. دوستان حتماْ به خاطر دارند که  سالهاست بحث انتقال آب دریای خزر به ایران مرکزی مطرح بوده است ولی به دلایلی جامه عمل بخود نپوشیده است.به هر حال ظاهراْ به نظر میرسد که این دفعه جدیتر شده است .به هر حال کاری با جنبه های فنی و تکنولوژیک این پروژه نداریم آنچه برای ما بیشتر اهمیت دارد طبیعتاْ پیامدهای اقلیمی(خرد-متوسط-کلان) آن است.لذا از این زاویه اگر به موضوع نگاه کنیم بحث هایی مطرح خواهد شد.از دوستان عزیز می خواهم وارد این بحث شده و دیدگاههای خود را به بحث بگذارند.اصولاْ آیا ایجاد یک نهر کوچک اثرات اقلیمی خواهد داشت؟آیا پیشنهاد خاصی برای اجرای این پروژه دارید؟ از نظر زیست محیطی بطور اعم و از نظر اقلیمی بطور اخص ، آنرا مفید ارزیابی می کنید؟


تاريخ : شنبه نوزدهم فروردین 1391 | 22:41 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

ضمن تشکر فراوان از تمام عزیزانی که به انحاء مختلف اینجانب را مورد محبت و لطف قرار می دهند و باعث تداوم حرکتی می شوند که شروع شده است. می خواهم در این قسمت خاطره ای نقل نمایم.حتماً سریع فکر کردید از خاطرات ایام تعطیلات و عید نوروز و گشت و گذار و دیدو بازدید می خواهم برایتان تعریف کنم؟ اگر اینطوری فکر کردید اشتباه کردید. خاطره ای که می خواهم نقل کنم بی ارتباط با موضوعات قبلی تحت عنوان سخنان صمیمانه و یا نیش و نوش نیست.راستی می دانید چرا این عناوین را برای موضوعات انتخاب می کنم؟ درست است این یکی را کاملاً درست حدس زدید چون به قول ضرب المثل قدیمی سوزنی به خودت بزن و بعد یک جوالدوز به دیگران.من نیز معتقدم اول خودمان یعنی خانوادۀ اقلیمیان نیش را نوش جان کنیم. اگرچه بسیاری از مسائل فقط متعلق به این خانوادۀ کوچک علمی نیست و تمام جامعۀ علمی را شامل می شود ولی ما قصد ورود به موضوعاتی که شناخت کافی نداریم نخواهیم شد.

از بس مقدمه چینی کردیم که اصل مطلب فراموش شد.تقصیر شماست که از بس خوب به مطالب گوش می کنید و ما را بر سر شوق می آورید چون گفته اند: مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد.

و اما اصل مطلب:

چند روز پیش بنده خدایی پیش من آمده بود. من ایشان را نمی شناختم دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاههای تهران بود.به قول خودشان پس از پرس و جو و اطلاع از زمینه های کاری و تخصصی سراغ بنده آمده بودندپس از معرفی و آشنایی گفتم امری دارید در خدمت هستم بفرمایید.گفتند من در زمینه توریسم کار می کنم و می خواهم با شما مقاله ای بنویسیم.گفتم من در زمینۀ توریسم کار نمی کنم و تخصصی هم در این زمینه ندارم.بنده فقط در زمینۀ آب وهواشناسی توریسم تالیفاتی دارم.کتابی دارم و چند مقاله و پایان نامه.توریسم یک حوزۀ گسترده ای است که هر کسی بر حسب تخصص خود به گوشه ای از آن مرتبط است من نیز بیش از این حرفی برای گفتن ندارم.ایشان گفتند شما آدم صادقی هستید چون خیلی ها کاری به این مسائل ندارند و مهم مقاله است که اسمشان توی مقاله باشد و در جایی به چاپ برسد.

بطور یقین متوجه شدید موضوع از کجا آب می خورد؟امروز نیز دکتر خسروی همکار گرامی ایمیلی فرستاده بودند با موضوع تقلب چند نفر از اعضای هیات علمی یکی از دانشگاهها و کپی کردن یک مقاله خارجی و چاپ آن به اسم خودشان!!!!! همراه با مستنداتشان فرستاده بودند.انسان وقتی اینها را می بیندنمی داند متاثر بشود از جو و فضای علمی مشمئز کننده ای که در حال شیوع است و یا اینکه بخندد بر اعمال و رفتار کسانی که خودشان را استاد و معلم میدانند و می خواهند نسلی متعهد، با اخلاق ،با ایمان و باسواد تربیت کنند؟آیا مقررات نقص دارند و یا تعهد و تقوای ما؟قانون مقصر است یا انسانیت و اخلاق ما؟متاسفانه بعضیها اعم از دانشجویان و اعضای هیات علمی(درد مشترک همگی است)برای رسیدن به اهداف خود در اسرع وقت، فراموش می کنند که معلم هستند و یا می خواهند در آینده این صفت عالی و رسالت متعالی را به یدک بکشند.

خاطره و نیش و نوش کمی طولانی شد.اگر اجازه بدهید باقی سخن را بگذاریم برای وقتی دیگر.خداوند یار و یاورتان باد



تاريخ : جمعه هجدهم فروردین 1391 | 0:34 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

اگر چه اندکی دیر شده ولی به قول قدیمی ها که می گن" تا زمان برداشت محصول جو و یا به عبارتی دیگر تا زمان رسیدن میوه توت هنوز عید است" هنوز تا اتمام عید فرصت زیادی هست از این رو به هم اکنون که فرصت پیدا شده است آنرا غنیمت شمرده و خدمت تمام عزیزانی که به وبلاگ خودشان یعنی وبلاگ انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه سر میزنند، عید بهار و سال ۱۳۹۱ را صمیمانه تبریک عرض نموده و از خداوند باریتعالی برای خودشان و خانواده هایشان سالی پر از موفقیت ،سعادت و خوشبختی آرزومندم.

به دلیل مشغله های متعدد و تعطیلات نوروزی، امکان به روز نمودن وبلاک مدتی برایم فراهم نشد از این به بعد سعی خواهم نمود به حول و قوه الهی بطور مرتب در خدمت شما عزیزان بوده و مطالب مناسب تهیه و تقدیم گردد.از خداوند متعال توفیق خدمت در این راه را خواستارم.

عمرتان مثل این شکوفه های زیبای بهاری، همیشه پر طراوت وپرنشاط باد.

 



تاريخ : دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 | 22:2 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

دوستان عزیز:

اگر پی گیر نوشته های وبلاگ هستید حتماْ متوجه شده اید که طی چند نوشته ی قبلی که تقدیم شما عزیزان گردید بر روی برخی از چالشهای موجود در جامعه ی علمی(اقلیمی) خودمان انگشت گذاشته شد .همانطوریکه در نوشته ی قبلی نیز مورد تاکید قرار گرفت هدف از این سلسله نوشتارها زیر سوال بردن هیچ شخص و فرد خاصی نیست.اینجانب به شخصه قدردان و منت گذار زحمات اساتید بزرگوار بویژه پیش کسوتان این علم هستم که سالهاست برای اعتلای دانش آب وهواشناسی در تلاشند و اگر امروز امثال ما هم چیزی می دانیم و به جایی رسیده ایم حاصل زحمات این عزیزان نیز می باشد و من از همین جا بر دستان این بزرگان بوسه می زنم.

با این حال، بیان مسائل و معضلاتی که جامعه ی علمی ما را تهدید می کند ( اخلاق و فرهنگ علمی و پژوهشی مار ا هم هدف گرفته است) و در حال تبدیل شدن به یک بحران است به نظر اینجانب و تمام دوستانی که از نظر فکری اینجانب را حمایت نموده اند بخشی از رسالتهای یک انجمن علمی نیز محسوب می گردد.طبیعی است این مسائل صرفاْ با یک وبلاگ و یک یا چند نوشتار که افراد معدودی نیز خواننده دارد حل شدنی نیست و از کانالهای مختلف از جمله نشستهای انجمن با مسئولین، باید بطور جدی مورد بحث و گفتگو  و حتی پیگیری قرار بگیرد. با این همه، شرح و بیان مسائل نیز خود می تواند گامی در همین راستا تلقی گردد که انشاء ا... اثرات خود را ولو اندک خواهد گذاشت. در ادامه، فعلاْ علی الحساب بحثی را شروع می کنیم ببینیم به کجا میرسیم.

برای اینکه از مزایای گوناگون ادامه ی تحصیل و بورس  و غیره برخوردار گردیم و یا به استخدام جایی در بیاییم باید رزومه ای پر و پیمانه داشته باشیم البته تاکید بیشتر نیز بر مقالات و بویژه مقالات علمی - پژوهشی تک نفره!! است.وقتی من نوعی تازه فارغ التحصیل دانشگاهی با این وضعیت مواجه می شوم در یک مسیر دوراهی قرار می گیرم.یا باید از خیر فرصتها و مزایا و امتیازات فوق بگذرم و در مسیر دیگری گام بردارم و یا اینکه برای پر کردن رزومه دست به کار شوم.بدیهی است که اکثریت راه دوم را بر می گزینند یعنی دست به کار می شوند تا رزومه را پر نمایند.راستی شما با فرایند، یا به اصطلاح غربی ها پروسه ی چاپ مقالات کاملاْ آشنا هستید؟اگر بنده خدایی مثل خود بنده تازه از امروز شروع کنم به نوشتن یک مقاله و بر فرض که همه عوامل و عناصر ریز و درشت مورد نیاز را داشته باشم با کمی تا قسمتی صبر(البته بیش از ۲ سال نخواهد بود)مزه ی شیرین نتیجه اندکی صبر را خواهم چشید یعنی احتمالاْ مجوز خواهم گرفت و صد البته ضروری است اندکی دیگر صبر کنم مثلاْ همام زمان اندک ۱-۲ سال دیگر. طبیعی است ظفر پشت سر صبر سر رسیده و نتیجه زحمات و صبر را خواهم دید و مقاله ی من به چاپ می رسد.به من تبریک نمی گویید؟؟؟؟

این قصه سردراز دارد...............منتظر نوشته ی بعدی بمانید. در پناه حق پایدار باشید.



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 | 11:10 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |
شواهد نشان میدهند مطالبی که تحت عنوان٬ سخنی ساده و صمیمانه خدمت عزیزان تقدیم می گردد مورد توجه قرار می گیرند.این را همینطوری نگفتم بلکه ایمیلها و نظراتی که اظهار می گردد و حتی گاهی بصورت حضوری یا تلفنی مطرح می شود موید این واقعیت است.اگر چه نظرات در این حوزه متفاوت است ولی همه اتفاق نظر دارند که اینجور مباحث در مجموع لازم است چرا که این رسانه٬ رسالتی فراتر از ارائه ی چند خبر و گزارش و مقاله و کتاب و نرم افزار که هر کدام در جای خود مهم و ارزشمند هستند بر دوش خود احساس می کند. اعتقاد بر این است طرح مسائلی که خواسته یا ناخواسته کم وبیش همه ی ما درگیرآنها هستیم و بیان چالشهایی که جامعه ی علمی نسبتاْ کوچک اقلیمی را نیز متاثر نموده و می کند در صورت صادقانه و دلسوزانه بودن تاثیر گذار خواهد بود.در اینجا هدف٬ به هیچ وجه شخص یا فرد خاصی نیست و خدای نکرده تصور نشود روی صحبت با فرد خاصی است.مشکل و مسئله اینجا مطرح می گردد چرا که به هر حال معتقدیم"٬ سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند". همگی واقف هستیم که همه ی اینها نمودهایی هایی کوچک و بزرگ از قوانین آموزشی٬پژوهشی٬استخدامی و سیاستگزاریهای خردو کلان  و بطور کلی فرهنگ و اخلاق علمی-پژوهشی ما هستند. بنا بر این داریم اگر خدا توفیق دهد در سلسله بحثهایی از این دست٬ مشکلات موجود در خانواده ی اقلیم شناسی را طرح نماییم.نیازمند کمکهای شما عزیزان هستیم.امیدوارم این فراخوان مورد توجه قرار گرفته و دوستان عزیز با کمکهای فکری خود اینجانب را در این راه بزرگ که واکاوی چالشها ی آموزشی و پژوهشی می تواند نامیده شود یاری نمایند.......تا بعد - خدا یار و نگهدار شما باد 

تاريخ : سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 | 7:12 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

چند روزیست همش می خوام چیزی بنویسم ولی هر کاری می کنم بقول بعضیها نمی دونم چرا نوشتنم نمیاد.ممکنه از قحطی سوژه باشه! یعنی ممکنه؟ البته که ممکن نیست.در عالم اقلیم شناسی که دنیایی بزرگ از جغرافیایی بس بزرگتره مگر ممکنه سوژه کم بیاد؟ پس با این حساب چرا من نمیتونم چیزی بنویسم؟دیگه داره اعصابم خراب میشه. آها عجیب است یه دفعه دلیلش را یافتم!!!.میدونید هر چه بیشتر فکر می کنم بیشتر متوجه میشم که می ترسم.حالا زود قضاوت نکنید و سریع نگید ای بابا از چی می ترسید؟وقتی دلیلش را بدانید شاید به من حق بدید که کمی تا قسمتی بترسم.ولی خوب بین خودمان اگه این حرفها بمونه و به من قول بدین که حرفهامو جایی نقل نکنین شاید کمی جرات پیدا کنم و حرفهای دلمو براتون بگم.راستی اگه کاری هم از دستتون مثل من بر نمی آد لااقل سنگ صبور باشید و حرفامو تا آخر بخونید.قول میدید؟؟؟

 آیین نامه های ارتقا و تبدیل وضعیت٬ شرط قبولی در مصاحبه های مقطع دکتری٬اعطای بورس تحصیلی٬ انتخاب پژوهشگر برتر و غیره همه وهمه بر کمیت مقالات چاپ شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی تاکید ورزیده و با وتویی کردن این شرط در تمام موارد٬ زمینه را بر هر چه پر رنگ کردن آن فراهم نموده است. در ظاهر امر چیز بدی وجود ندارد شاید گفته شود که کجای این مسئله بد است؟نوشتن مقاله کار بدی که نیست؟ من هم با شما هم عقیده هستم.نوشتن مقاله نه تنها کار بدی نیست بلکه کاری لازم و ضروری است.یک عضو هیات علمی و یک دانشجوی تحقیقات تکمیلی بایستی به دنبال نوشتن مقاله باشد.چرا که یکی از شاخصهای توسعه ی کشورها٬تحقیقات٬ پایان نامه ها و مقالات است و دلیلی بس موثر و مهم برای فعالیت٬ تلاش و زحمات یک مدرس و محقق است. مشکل اصولاْ این جا نیست.

برای اینکه سوء تفاهم پیش نیاید عرض می کنم که بنده اطلاعات کافی در زمینه ی علوم دیگر ندارم.بنابراین سعی نمی کنم بحثم را کلی ارائه نمایم بلکه با توجه به رشته ی تخصصی و ارتباطم با اقلیم شناسی صرفاْ در همین ارتباط بحثم را دنبال می نمایم.نگاهی به آمار و ارقام مجلات جغرافیایی طی سالهای اخیر گویای این واقعیت است که رشد کمی خوبی در این زمینه دیده می شود. تقریباْ هر مرکز علمی جغرافیایی در هر مرکز دانشگاهی اعم از آزاد و دولتی به دنبال راه اندازی یک نشریه علمی -پژوهشی است که در جای خود حرکتی ارزشمند و قابل تقدیر است.طبیعی است برای پاسخ به نیاز جامعه در این زمینه وبا توجه به گسترش مراکز علمی گوناگون و جذب تعداد بسیار زیاد دانشجو در تحصیلات تکمیلی ( گاهی انسان از آمار پذیرش شدگان برخی مراکز دانشگاهی دچار شوک می شود) و نیاز های ارتقاء٬ تبدیل وضعیت و...که ذکرش در بالا رفت٬ تقریباْ چاره ای غیر از لزوم افزایش کمی این نشریات باقی نمی ماند.

نکته ی قابل توجه در اینجاست!!! آیا سطح علمی این مقالات (بنده در باره ی تمام شاخه های جغرافیا نمی توانم نظر بدهم چون تخصص ندارم و نظر را به متخصصین همان گرایشها واگذار می کنم و فقط در رابطه با کیفیت مقالات اقلیم شناسی نکاتی را عرض خواهم نمود) با وجود افزایش کمیت٬ به خوبی حفظ شده است؟چند درصد مقالات اقلیم شناسی چاپ شده در مجلات معتبر٬ از کیفیت لازم برخوردار است؟آیا با وجود کمی گرایی در این زمینه٬ کیفیت مقالات آسیب ندیده است؟ آیا فشارهای گوناگون برای چاپ گاهی سریع مقالات به انحاء مختلف٬ به کیفیت کارهای پژوهشیلطمه نزده است؟ خوب می دانیم که ما به کار داوری این مقالات می پردازیم.ما هستیم که اجازه ی چاپ و یا عدم چاپ مقالات را صادر می کنیم.تقصیر  ایرادهای شکلی و محتوایی مقالات چاپ شده آیا به گردن کسانی غیر ازما ست؟آیا به دلیل مشغله های کاری فراوان  نمی توانیم به دقت به این امر مهم بپردازیم و یا علت دیگری در کار است؟

در کنار بی محتوی و سطحی بودن برخی از مقالات(تاکید می کنم و امید وارم همکاران محترم اینطور تصور نکنند که بنده قصد دارم بگویم من فلانم و من بهمانم.به هیچ وجه اینطور نیست این مشکلی است که همه ی ما به یکسان گرفتارش هستیم و من و شما ندارد) که از همان کمی گرایی و کسب امتیازات پژوهشی ناشی میشود٬ اخیراْ مشکل دیگری نیز در حال شایع شدن است.در بسیاری از نوشته های جدید استفاده از یک مدل ریاضی به هر بهایی که شده و آوردن تعدادی معادله و فرمول با ربط و بی ربط در حال مد شدن است.مقالات پر از فرمولهای متعدد است که نوعی الگو برداری از نوشته های خارجی است. برخی با این تصور که علم اقلیم شناسی باید به سمت کمی شدن پیش برود (که حرف کاملاْ صحیحی هم هست)ره چند ساله را چند روزه میخواهند بروند.ضمن تشکر از تمام عزیزانی که با دلسوزی تمام به دنبال کمی کردن اقلیم شناسی هستند عرض می کنم که ایا نباید امثال بنده و حتی بزرگان و اساتید بنده که عمری را در این علم صرف کرده اند و در سنین حتی بالا هم از هیچ زحمتی هم فروگذار نیستند(بنده بر دستانشان بوسه می زنم) بتوانند از این مقالات استفاده نمایند؟ مطلبی را که عرض کردم فقط حرف بنده نیست می توان با یک نظر سنجی به این نکته پرداخت.مگر درک مطالب این مقالات توسط اقلیم شنا سان کار کشته و متخصص که عمری را در مبانی این دانش کاربردی صرف کرده اند نمی تواند معیاری برای قضاوت باشد؟به هر حال اینجانب به هیچ وجه قصد زیر سوال بردن زحمات هیچ فردی را ندارم و این حق را نیز به خودم نمی دهم ولی این حق را دارم که سوال کنم اقلیم شناسی چیست؟آیا چیزی که ما سالهاست خواندیم و سالهاست نیز در این زمینه کار می کنیم چه نامیده میشود؟اگر چیزی که ما تا به حال اقلیم شناسی می دانستیم چیز دیگری است پس  حیف که ما عمری هدر داده ایم .در غیر این صورت٬ نیاز به تفکر و تامل در  این رایطه وجود دارد و هدف از این نوشته نیز همان تفکر و تامل است و بس .....تا مطلبی دیگر همگی در پناه حق



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 | 19:55 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

باور می کنید شهر چراپونچی در ایالت مگالایای کشور هندوسنان که بنا بر گزارشها دارای بالاترین میزان بارش سالانه در سطح جهان(حدود ۱۲ متر) است از کمبود شدید آب آشامیدنی رنج می برد؟جواب را حتماْ بلد هستید.اگر جواب را دادید برای مطابقت جواب خودتان با جواب ارائه شده به ادامه ی مطلب رجوع کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه دوازدهم اسفند 1390 | 22:26 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

کنکور کارشناسی ارشد سال ۱۳۹۰ نیز با تمام هیجانات ٬اضطرابها٬نگرانیها٬شب بیداریها و امیدهایش گذشت.بدیهی است به مصداق مصرع معروف:هر کسی آن درَوَد عاقبت کار که کِشت٬تلاشگران نتیجه کار خود را خواهند دید.شاید تعجب کردید که من اینها را برای چه می گویم؟مگر این یک وبلاگ تخصصی در زمینه اقلیم شناسی نیست؟البته ناحق هم نگفتید اگر گفتید.اصلا مرا چه به این کارها؟درد خودمان(منظورم ما اقلیمیان) کم بوددرد دیگران را بکشیم؟راستش موضوعی که مرا به نوشتن این مطلب وادار کرد چیزی در همین مایه های درد از همین نوع اقلیمیش است.امروز یکی از دانشجویان سال بالایی که مثل بسیاری از آینده سازان این مرزو بوم برای ساختن آینده خود و دیگران به هر دری می زند سوالات کارشناسی ارشداقلیم شناسی کنکور امسال را برایم آورد.۱۰-۱۵ سوال در باره مبانی اقلیم شناسی نیز بین سوالات بود.چه کسانی این سوالات را طرح کرده اند؟من نمی دانم.برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد عرض کنم که بنده هیچ ادعایی راجع به آزمون سازی و  استاندارد های آن ندارم ولی سوالی که برای هر شخصی ولو کم اطلاع نسبت به شیوه های طراحی سوال (مثل بنده) پیش می آید این است که آیا نباید کسانی که برای طرح سوال یا انتخاب سوال٬ آن هم برای کارشناسی ارشد دعوت می شوند دارای حداقل هایی از اطلاعات در این زمینه باشند؟یا کسانی که از اساتید برای این کار دعوت می کنند به این مسائل توجه داشته باشند؟سوالی که جواب آن مرتبط با یک جهت باد شمالشرقی است آیا دو تا گزینه در مورد جهت های جنوبغربی در این سوال٬ چه حکمی دارد؟آیا یک دانش آموز دوم ابتدایی نیز که جهتهای جغرافیایی را یاد می گیرد آیا دو تا گزینه اشتباه را بلافاصله تشخیص نخواهد داد؟بدین ترتیب دو گزینه از ۴ گزینه فورا حذف و شانس جواب صحیح به ۵۰ درصد نخواهد رسید؟آیا این سوالات  واقعا معلومات علمی دانشجو را محک می زند؟ البته این٬ تنها مورد نیست تعداد قابل توجهی از سوالات به همین شیوه طرح شده اند.امید است با طرح مسائلی از این قبیل٬اندکی از رسالت سنگین علمی خود را بیشتر به یاد بیاوریم و بدانیم که  چه وظیفه بزرگی در قبال نسل جوان کشورمان داریم.....

تا سخنی  و درد دلی دیگر ٬ بدرود



تاريخ : یکشنبه سی ام بهمن 1390 | 22:42 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

چند روز پیش٬ وضعیت استخدام متخصصان اقلیم شناسی را در کشورهای غربی جستجو می کردم که به نکته جالبی برخوردم.چون برای من جالب بود به گمانم می تواند برای برخی دیگر نیز جالب باشد و چون آن برخی ها ممکن است به وبلاگ انجمن اقلیم شناسی منطقه کرمانشاه سری زده باشند از این رو ارزش ذکر این نکته جالب(البته باز به زعم خودم) را کم نمی دانم.در یکی از همین سایتهای جذب متخصص نوشته بود که "افزایش نیاز به متخصصان اقلیم شناسی طی سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ میلادی در کشورهای آمریکای شمالی٬از متوسط رشد نیاز در بین متخصصان تمامی رشته ها٬حدود ۱۵ درصد بیشتر پیش بینی می شود". در توضیح نیز نوشته بود این رشد و این نیاز البته بی دلیل نیست چرا که ما در معرض اثرات گوناگون تغییرات اقلیمی گسترده در سطح جهان هستیم و از این رو طی سالهای آتی نیاز به متخصصان این رشته در حال افزایش است.

این مطلب را که خواندم به خودم گفتم "چه وظیفه سنگینی بر دوش امثال من نهاده شده است.نه اینکه اهمیت مطلب تا بدینجا برایم نامکشوف بوده باشد بلکه سنگینی این وظیفه را بر دوشم بسیار بیشتر احساس کردم بویژه زمانی که در ادامه مطلب خواندم که نوشته بود ٬"مدلسازان تغییرات اقلیمی و متخصصان مخاطرات جوی و ...بیشتر مورد نیاز خواهد بود".حس کردم دیگر شانه هایم تحمل این سنگینی را ندارد چه٬ باید نسلی را تربیت کرد که به علوم روز و تخصص مورد نیاز جامعه مجهز باید باشد.شما مثل من فکر نمی کنید؟آیا با امکانات علمی -پژوهشی و تکنیکی گروههای جغرافیا و روشهای تدریس  و سرفصل های موجود و... می توانیم به جایی که بایسته است برسیم؟اگر خواهیم رسید که فبها ولی اگر نه٬ باید چکار کرد؟چه وظیفه ای بر دوش دانشجویان است؟تصمیم گیران و برنامه ریزان چه رسالتی دارند؟آیا می توانیم افکار و اندیشه های خود را به بحث بگذاریم تا شاید باعث رشد و بالندگی نظریات شده و راهکارها از دل آن بیرون آید؟من که امیدوارم البته اگر شما هم بخواهید.......

تا بعد٬ در پناه حق  



تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 | 21:41 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |

چندی پیش به سایت دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا سری زدم .بخوام نخوام کمی تا قسمتی کنجکاو شدم ببینم آن تو چه خبره؟چه کسایی عضو این دفترن؟کیا اداره ش می کنن؟گروههای کاریش چیه؟ و از این جور کنجکاویها دیگه....بررسی مقدماتی و مواخراتی بنده تا اینجا پیش رفته که نتونستم اسمی از امثال بنده که هیچ بلکه اساتید به نام و مطرح و باسوادمون در اقلیم شناسی بیابم.در هیچ کجای این دفتر عریض و طویل آشنایی ندیدم.حالا دردمندانه دست نیاز به همکاران دراز می کنم تا همکاران و دوستان بگردندشاید کسانی رو پیدا کردند.ممکن است چشمای من به دلیل پیر چشمی قادر به دیدن برخیها نشده است.آدرس سایت دفتر را نیز اینجا گذاشتم که خیلی در یافتنش دچار مشکل نگردید.www.climate-change.ir/fa

تا درد دلی دیگر خدا نگهدار



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 | 12:41 | نویسنده : حسن ذوالفقاری |